به یاد کاپیتان؛ صبح پاییزی 9 مهر 1394 که پرسپولیس 10 نفره شد

-
18
هادی نوروزی

هادی نوروزی

اختصاصی | آپاچی چشمانش را بسته بود و همه دوستان و خانواده اش برای ملاقات او صف کشیده بودند، اما کاپیتان دیگر میل به بیداری نداشت، کاپیتان می خواست تا برود، خاطره شود، افسانه شود، برای همه سرخ هایی که او را فریاد می زدند.

به گزارش ورزش 11، پرسپولیس در روزهایی به سر می برد که همه سر در گم اتفاقات بودند، برخی کلافه و برخی ناراضی بودند، در انتهای جدول لیگ برتر سال 1394، تنها نامی از پرسپولیس و قدرتش دیده می شد، همانند شیری که در قفس باشد و دیگر نای غرش نداشته باشد، مرد کروات تازه وارد که روزگاری سکان تیم ملی را در دست داشت اما خواب روزهای طلایی را می دید، روزهایی که هیچکسی به آن باور نداشت!

هادی نوروزی
هادی نوروزی

 

بر روی سکو ها انواع و اقسام شعار ها شنیده می شد، برخی درود و سلام می فرستادند بر ساق های بازیکنانشان و برخی با القابی چون بی غیرت آزرده خاطر می کردند مردانشان را، همه و همه کلافی پیچیده را در باشگاه پرسپولیس ایجاد کرده بود، کسی نمی دانست عاقبت چه خواهد شد، اما هیچکس منکر بازی خوب سرخ پوشان نبود! تنها اعداد قهرشان گرفته بود و در پایان 90 دقیقه برنده هرگز سنخیتی با تیم برتر میدان نداشت، آن روزهای منتهی به مهر برای آنها کابوس وار بود، اما نه تا به حد 9 مهر..

هادی نوروزی
هادی نوروزی

 

اکنون که پس از گذشت 2 سال به اتفاقات نگاه می کنیم، مسائل برایمان قابل هضم تر است، البته اندوهش همان اندوه است و آه هایمان عمیق تر از فقدان حضور کاپیتانی که باید سرانجام سهم مزد کوشش هایش می گرفت خواهد بود، او آن روز ها عجیب برای آخرین دقایقش می جنگید.. عجیب با سری بانداژ شده برای آخرین ضرباتش خیز بر می داشت، عجیب برای آخرین شادی هایش فریاد می زد.. عجیب برای آخرین تعویض هایش سکوت می کرد..

 

 

ساعاتی به طلوع صبح 9 مهر 1394 نمانده بود، همان روزهایی که هادی با فکر و خیال های فراوان به رخت خواب می رفت و پاییز را بهانه ای برای شمارش جوجه هایی که به خود وعده داده بود  می کرد، همان روزهایی که خودش شاهد تنها نفس هایش بود و خوابش عمیق تری خواب پاییزی بود..

هادی نوروزی
هادی نوروزی

 

کاپیتان دیگر نفس نمی کشید، هادی حالا تبدیل به واقعی ترین شایعه چند دهه اخیر فوتبال ایران شده بود، چه سرخ چه آبی همه چیز را با چشمان خود می دیدند، با گوش هایشان می شنیدند اما میلی به باور کردن آن نداشتند، به نظر می رسید همه چیز تعمدی باشد.. کسی نمی خواست از مرگ آرام ترین 24 چیزی بگوید و یا بخواند، رنگ رخساره ها پریده تر از همیشه بود و جملات بریده بریده دوستان و آشنایانش حاکی از فاجعه ای تلخ داشت.

 

کسی نمی خواست باور کند، کسی میل به باورش نداشت، اصلا کسی نمی خواست هادی نباشد، اصلا چه کاریست؟ هادی باید لباس هایش را بپوشد و سریعا خود را به محل تمرین برساند! ما این حرف ها را نداریم!؟ شوخی قشنگی نیست، به هادی بگویید خودش را لوس نکند و سریعا به محل تمرین برسد که بازیکنان معطل شده اند.. ؛ اما چه کسی می توانست حقیقت را پدر پرسپولیس بگوید؟ محمود خوردبین می گفت: حتما خواب مانده.. خودم تماس می گیرم و بیدارش می کنم..

 

محبوبیت بالای هادی غیر قابل انکار است، شخصیت آرام و صبور و مهربان او حالا سبکی تازه را در بین کاپیتان های نسل جدید پرسپولیس شکل داده بود، مگر می شد غیبت هادی را تحمل کرد؟ همه به او خو گرفته اند و هانی و هانا هم بخشی از حضور های شیرین او در تمرینات هستند! پس تصور کنیم .. تمرینی را که دیگر 24  ندارد..

تجمع در بیمارستان آتیه
تجمع در بیمارستان آتیه

 

بیمارستان آتیه تهران چهره ای بی سابقه را به خود گرفته است، گویی که زمین چمن فوتبال به اتاق احیا انتقال داده شده است! گیت ها و بخش ویژه بیمارستان تبدیل به کهکشانی از سستاره های فوتبال ایران شده است، هیچ کس اما لباس ورزشی به تن ندارد و همه و همه با چهره ای رنگ پریده و مبهوت ظاهر شده اند، حتی اگر 100 امکان حدس وجود داشت، هیچکس نمی توانست برای هادی چنین سرنوشتی متصور شود..

 

کم کم تمامی رسانه ها شروع به مخابره اتفاق تلخ 9 مهر کردند و با تیتر های دردناک خود، خبر از 10 نفره شدن پرسپولییس دادند، اما این 10 نفره شدن ، بسیار متفاوت بود، او پس از خروج از میدان دیگر هرگز برنخواهد گشت.. او هرگز دیگر دیده نخواهد شد و شوک ترین حالت ممکن برای پرسپولیس آن روزهای برانکو ایوانکوویچ و هوادارانش رخ داد.. حالا دیگر همه فهمیده بودند.. هادی در خواب بدرود گفته بود..

تجمع در بیمارستان آتیه
تجمع در بیمارستان آتیه

 

تصور آن روزها هنوز هم تلخ است، روزهایی که دیگر هیچکس به فوتبال فکر نمی کردند، همه یک آرزوی متحد الشکل داشتند، هادی باشد و بار دیگر بازوبند را بر بازوی خود ببندد تا همه برای او بدوویم.. اما هادی دیگر قصد بیدار شدن از خواب تلخ پاییزی خود نداشت، او حالا با فاتحه ها یاد می شود، تنها تفاوت آن برای چند ساعت است! تفاوتی که پیش از خواب طولانی اش کاپیتان و حالا کاپیتان فقید نام گذاری شده بود.

 

هیچکس از یاد نخواهد برد، تشعیع پیکر 24 ابدی را در ورزشگاه آزادی ، هیچ کس فراموش نخواهد کرد جایگاه والای روح کاپیتان را، هیچ کس از یاد نخواهد برد روزهای تلخ حک شده بر روی پیشانی باشگاه را، هیچ کس از یاد نخواهد برد صبح 9 مهر 1394 را و هیچ کس از یاد نخواهد برد دقیقه های 24 را..، انگار تمامی این ها قول های هواداران بهم بود تا پرواز هادی با تاریخ باشگاه عجین شده باشد.

تشعیع پیکر هادی نوروزی
تشعیع پیکر هادی نوروزی

 

تشعیع پیکر هادی نوروزی
تشعیع پیکر هادی نوروزی
 
تشعیع پیکر هادی نوروزی
تشعیع پیکر هادی نوروزی

 

تشعیع پیکر هادی نوروزی
تشعیع پیکر هادی نوروزی

 

هانی و هانا نوروزی
هانی و هانا نوروزی

 

می توان پارگراف ها را فدای روح مهربان و پاک هادی کرد، می توان تا ساعت ها از او و خاطراتش سخن گفت، می توان برای او شاهنامه ای ترتیب داد و او را ابر قهرمان موفقیت های پرسپولیس پس از مرگش دانست، اما هرگز نمی توان فراموش کرد روزهایی را که نقاب بر چهره های همیشه در صحنه چگونه مصنویت هادی را به زیر سوال بردند.. هرگز نمی توان فراموش کرد دل هایی را که به فاصله یک شب از یادگاران هادی تسکین بخشیده و پس از روزی دیگر شکستند، نمی توان فراموش کرد!

 

هادی نظاره گر است! همانند دربی تاریخی که گویی استادیوم آزادی را سرتاسر کائنات تحت تاثیر قدرت ماورایی خود قرار داده بود تا تمام توپ های گل نکرده مهدی طارمی تبدیل به گل شود! تا نتیجه هادی را به یاد بیاورد، همه چیز هادی را صدا می زد.. حتی تیم رقیب! شبی که بارش باران همه را خیس کرده بود، خیسی گونه های دوستانش پنهان ترین باران خورده ورزشگاه آزادی لقب گرفته بود، همه با هم متحیر از اتفاقات اسکوربورد ورزشگاه آزادی را نشان می دادند، به طرزی که انگار هادی در نتیجه دیده می شود.. همه حضور هادی را حس می کردند.. همه هادی را می دیدند.. همه هادی را لمس کرده بودند..

دربی پرسپولیس و استقلال پس از مرگ هادی نوروزی
دربی پرسپولیس و استقلال پس از مرگ هادی نوروزی

 

بله هادی نظاره گر است، هادی نظاره گر تمامی بی مهری ها و تلخی های مردان عکس یادگاری است، هادی نظاره گر چشمان خیس هانی بود هنگامی که او را ار حضور بر سکوی قهرمانی منع کردند، هادی نظاره گر بود پیمان شکنی که تنها برای شوآف های ترحم وار شکل گرفت و هادی نظاره گر بود وقتی که دست هانی را رها کردند و او را به کپورچال کنار مزارش بازگرداندند، به هر حال خاک سرد باقی مانده از پدر، میلیون ها بار شرفش خواهید ارزید از دسته گل های ناجوانمرد..، هادی تمام این لحظات را نظاره گر بود..

مزار هادی نوروزی
مزار هادی نوروزی

 

حالا چند وجب از خاک کپورچال که تنها یادگاری هانی و هانا از پدر است، از جای جای ورزشگاه آزادی پر خاطره تر است! حالا این چند وجب خاک دربی ها در خود دارد و میعادگاهی برای عاشقان از جنس خاطره بازیست.. هادی شاید این روز ها تبدیل به خاطره ای برای آخرین بامداد 9 مهر 1394 باشد، اما هادی هنوز نفس می کشد.. هر 24 دقیقه بر روی سکوها، قلبش می تپد هنوز زیر خاک های نم خورده کپورچال، بازوبندش را بر بازو دارد و پشت خط میدان بی تابی می کند برای حضوردر میدان، هادی هنوز کاپیتان است برای سرخ های پایتخت تهران..

هادی نوروزی
هادی نوروزی

 

یادبودی برای کاپیتان با اخلاق پرسپولیس تهران، هادی  نورزی .. روحش شاد و یادش گرامی.

به اشتراک بگذارید:

- - - - - -

نظرات

تعداد کل: 0 / تائید شده: 0

* جهت ثبت نظر و ایجاد صفحه اختصاصی در شبکه اجتماعی ورزش 11 هم اکنون ثبت نام کنید. *

آخرین مقالات پرسپولیس

فوتبال ایران
- سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶- ۱۲:۳۱
فوتبال جهان
- یکشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۶
فوتبال ایران
- سه شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶
فوتبال ایران
- جمعه ۸ بهمن ۱۳۹۵
فوتبال ایران
- یکشنبه ۲ آبان ۱۳۹۵
فوتبال ایران
- سه شنبه ۸ تیر ۱۳۹۵
فوتبال ایران
- سه شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۵
مربیان
- یکشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۴
فوتبال ایران
- چهارشنبه ۶ آبان ۱۳۹۴
بازیکنان
- شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴
بازیکنان
- پنج شنبه ۹ مهر ۱۳۹۴
فوتبال ایران
- پنج شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
فوتبال ایران
- جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴
شخصیت ها
- چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۴
فوتبال ایران
- جمعه ۱۹ تیر ۱۳۹۴
پرداخت خلافی خودرو
نتایج زنده فوتبال

لینک های مرتبط

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت خورشید عصر ارتباطات می باشد و هرگونه کپی‌برداری بدون ذکر نام و لینک منبع غیر قانونی بوده و قابل پیگرد میباشد.
Copyright © 2013-18