تلگرام ورزش 11
کانال رسمی سایت ورزش 11
مسکن مردانی
وی سوشیال
آخرین مطالب کاربران
عضویت:   دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵
آخرین حضور:   یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵ ۲۳:۵۳:۹
-Setayesh Messi
-701امتیاز
-7784بازدید
-
25% - کاربر عادی
-عاشقی راه بارسا پیمودن است.همنوا با نیوکمپش بودن است.عشق یعنی باخت تیم ریال.مسی ژاوی ویا آبیدال.بارسای من افتخار عالم است.کی میگه کریس رونالدو آدم است
نتایج زنده فوتبال

با این کاربران آشنا شوید

جدول لا لیگا اسپانیا

رتبه
تیم
بازی
امتیاز
-/+
2
24
54
45
3
24
52
19
6
24
39
14
7
24
38
8
9
24
35
2
10
23
34
0
12
24
28
-4
13
24
26
-9
14
24
26
-9
15
23
24
-14
16
24
21
-19
19
24
16
-30
20
24
10
-31
Setayesh
مصاحبه

مصاحبه

-

مصاحبه

مصاحبه دیه گو سیمونه پس از باخت برابر بارسا:
هر بار جلوی بارسلونا قرار می گیریم،فکر می کنم که این بار می تونیم ببریم اما همیشه اتفاقاتی میفته.
باز هم مسی کار خودش رو کرد.

کلمات کلیدی:

لیونل مسی دیه گو سیمونه اعجوبه تکرار نشدنی
7 نظر
7

Setayesh
#400

#400

-

#400

بلیچر اسپورت:
لیونل مسی در شب تولد همسرش،یک گل زد،ناجی تیمش شد و به ۴۰۰ پیروزی در بارسلونا دست یافت.

کلمات کلیدی:

لیونل مسی بلیچر اسپورت بهترین
6 نظر
9

Setayesh
کلبه عمو تام

کلبه عمو تام

-

کلبه عمو تام

فصل شصت و یکم

عمو تام قبل از اینکه جریت کند و حرفی با اونجلین بزند،خوب تماشایش کرد اما او می دانست که چطور دل بچه های کوچک را با کارهای ساده به دست بیاورد؛می توانست با هسته های آلبالو،سبد های کوچک یا با چوب گردو،شکلک های بامزه و سچت سوتک های متنوعی درست کند.جیب هایش پر از اینجور جنس های جورواجور و دلربا بود اما دخترک کم رو بود و رام کردنش هم آسان نبود.مدتی مثل قناری روی جعبه ها و بسته های نزدیک عمو تام می نشست و جنس های عمو تام را با کم رویی زیادی می گرفت ولی بالاخره با هم جور شدند.
عمو تام پرسید:اسم خانم کوچولو چیه؟
- اونجلین سینت کلر اما بابا و همه،مرا ایوا صدا می کنند.اسم شما چیه؟دارید کجا می روید؟
- اسم من تام است اما در کنتاکی بهم می گفتند عمو تام.نمی دانم کجا می روم؛قرار است مرا به کسی بفروشند اما نمی دانم به کی.
ایوا فوری گفت:بابا می تواند شما را بخرد؛همین امروز بهش می گویم.
- ممنونم خانم کوچولو.
کشتی برای بار زدن چوب،در ایستگاه کوچکی ایستاد.ایوا با شنیدن صدای پدرش،از جا پرید و رفت.عمو تام هم بلند شد و رفت تا در بار زدن به کارگران کمک کند و به زودی،بین کارگران مشغول کار شد.
ایوا و پدرش،هر دو در کنار نرده کشتی ایستاده بودند تا دور شدن کشتی را از ساحل،تماشا کنند اما پره کشتی،دو سه بار در آب چرخید و در اثر حرکت ناگهانی کشتی،ایوای کوچک،تعادلش را از دست داد و از روی نرده ها،در آب افتاد.پدرش که نمی دانست باید چه کار کند،می خواست خودش را توی آب بیندازد که همه از پشت سر،او را گرفتند.

کلمات کلیدی:

کلبه عمو تام هریت بیچر استو لیونل مسی
3 نظر
6

Setayesh
Anto29

Anto29

-

Anto29

چه خوب شد که به دنیا آمدی!
دل تقویم به همین روزها خوش است...
امروز،جشن میلاد آنتونلاست.
تبریک به آنتونلا...
به لیونل...
به تیاگو...
و متیو...
آنتونلا ۲۹ ساله شد.
امیدوارم هزاران سال کنار کسی که دوستش داره،زندگی کنه و به همه آرزوهاش برسه.
یک زندگی سرشار از عشق رو براش آرزو می کنم.

کلمات کلیدی:

آنتونلا روکوزو جشن میلاد کبوتر عاشق
5 نظر
7

Setayesh
لیونل مسی

لیونل مسی

-

لیونل مسی

پست جدید لیونل مسی در فیسبوک:
مادرید

کلمات کلیدی:

لیونل مسی اسطوره توقف ناپذیر
3 نظر
6

Setayesh
ناجی

ناجی

-

ناجی

بارسلونا دیگه اون بارسلونای قدیم نیست.
بارسلونای مریضی که آدم رو یاد بارسلونای تاتا مارتینو میندازه.
بارسلونایی که احتمال باختش به اتلتیکو صفر بود.
بارسلونا برد اما برد خیلی خفیف بود.
برد ۲-۱ یعنی اتلتیکو یک کم تلاش کنه،میتونه باختش رو با برد ۲-۳ عوض کنه.
ابن بارسلونا اگه بخواد اینطوری پیش بره،توی فینال کوپا دل ری حتما به آلاوز می بازه.
این بارسلونا،بارسلونای همیشه مدعی نیست.
خدا رو شکر که بارسلونا هنوز لیونل مسی رو داره.

کلمات کلیدی:

بارسلونا لیونل مسی نابغه
4 نظر
7

Setayesh
کلبه عمو تام

کلبه عمو تام

-

کلبه عمو تام

فصل شصتم

خورشید در حال غروب بود و نور اریبش روی رودخانه می سی سی پی که به وسعت دریا بود،می لرزید و کشتی بخار پر از بار،در رودخانه پیش می رفت.
بالاخره اعتمادی که آقای شلبی نسبت به عمو تام داضت و نیز،رفتار آرام و بی آزار او،باعث شده بود که آدمی همچون هی لی نیز به او اعتماد کند.اوایل،هی لی تمام روز از نزدیک مراقب عمو تام بود و شب تا او را به زنجیر نمی بست،اجازه نمی داد بخوابد اما طاقت و شکیبایی عمو تام،بالاخره باعث شد که او از شدت عملش کم کند و اجازه دهد که آزادانه در کشتی رفت و آمد کند.
عمو تام که همیشه در مواقع ضروری،آماده کمک به کارگران زیر عرشه کشتی بود،احترام همه آنها را نسبت به خود جلب کرده بود.وقتی هم که می دید کاری نیست انجام دهد،گوشه ای،روی عدل های پنبه روی عرشه می نشست و انجیل می خواند.انجیلش شرح و تفاسیری از علما و مفسرین نداشت بلکه هر جای انجیل را که بیشتر خوشش آمده بود،علامت زده بود و سر تا ته انجیلش،به سبک های مختلف علامت خورده بود تا بتواند فوری جایی را که می خواهد،پیدا کند.
در میان مسافران کشتی،آقازاده ای جوان و ثروتمند از نیواورلانز به اسم آگوستین سینت کلر بود که دختری ۵-۶ ساله به نام اونجلین (Evanjelin) داشت و زنی به نام اوفلیا که به نظر می رسید خویشاوند هر دوی آنهاست،از دختر مواظبت می کرد.عمو تام اغلب این دختر کوچک را می دید چون دختری پر جنب و جوش بود و یک جا بند نمی شد.دختری بود که وقتی کسی او را یک بار می دید،دیگر به راحتی فراموشش نمی کرد.
اونجلین دختری بود در کمال زیبایی کودکانه.موهای بلند خرمایی و طلایی و چشمان آبی اش،او را از بچه های دیگر متمایز می کرد.هنگامی که دخترک به نرمی از این سوی کشتی به سوی دیگر می رفت،همه برمی گشتند و نگاهش می کردند.اونجلین مدام در حرکت بود و پدرش و زنی که مراقبش بودند،دایم دنبالش می رفتند و او را می گرفتند اما او دوباره مثل ابر بهاری آب می شد و می گریخت.دخترک همیشه لباس سفید تنش بود و مانند سایه،به هر جا سرک می کشید،بدون اینکه در یک جا آرام بگیرد.
عمو تام این موجود کوچک را تماشا می کرد و هر روز بیشتر به او علاقه مند می شد.هر بار که دخترک را می دید،فکر می کرد یکی از فرشتگان را می بیند که از کتاب انجیل پا به دنیا گذاشته است.
دخترک اغلب با ناراحتی در اطراف دسته برده های زن و مرد متعلق به هی لی می چرخید و گاهی زنجیرهای آنها را با دستان لاغرش بلند می کرد و بعد،آه غم انگیزی می کشید و به نرمی دور می شد اما ناگهان دوباره با دستانی پر از شیرینی،گردو و پرتقال پیدایش می شد و با خوشحالی آنها را بین برده ها تقسیم می کرد و دوباره غیبش می زد.

کلمات کلیدی:

کلبه عمو تام هریت بیچر استو لیونل مسی
10 نظر
13

Setayesh
تکرار نشدنی تاریخ

تکرار نشدنی تاریخ

-

تکرار نشدنی تاریخ

لیونل مسی یعنی:
خدای فوتبال
اسطوره
بهترین
برنده
جادوگر توپ و زمین
توقف ناپذیر
شاهکار آفرینش
بی نهایت
اعجوبه تکرار نشدنی
نابغه

کلمات کلیدی:

لیونل مسی خدای فوتبال اعجوبه تکرار نشدنی
10 نظر
11

Setayesh
کلبه عمو تام

کلبه عمو تام

-

کلبه عمو تام

فصل پنجاه و نهم

وقتی لیزا به هوش آمد،دید در تختی گرم و نرم دراز کشیده است و پتویی رویش انداخته اند.روت نیز با کافور،دستان او را مالش می داد.اعصابش آرام شده بود و به نحو عجیبی احساس امنیت و آرامش می کرد.از در باز اتاق،میز شام را می دید و زمزمه کتری آبی جوش را می شنید.روت را می دید که بشقاب های کیک و نعلبکی های مربا و ژله ها سر میز می برد و گاهی می ایستاد تا کیکی در دهان هاری بگذارد یا دستی به سرش بکشد.
لیزا دوباره به خواب رفت.در خواب،کشور زیبایی را دید؛سرزمینی آرام با سواحلی سرسبز و جزایری با صفا در آب هایی درخشان و زیبا؛در خانه ای که صدای مهربانی به او می گفت که خانه اوست.پسرش را می دید که شاد و آزاد بازی می کرد.سپس صدای پاهای شوهرش را شنید.حس می کرد او نزدیک می شود،او را در آغوش می گیرد و اشک هایش بر گونه اش می ریزد.لیزا ناگهان بیدار شد.این ها خواب نبودند.مدت ها بود که روشنایی روز رنگ باخته بود و پسرش،آرام در کنارش خوابیده بودنور ضعیف شمعی اتاق را روشن کرده بود و شوهرش،جورج،در کنار بالشش،هق هق کنان اشک می ریخت.
صبح روز بعد،روز خوشی برای خانواده کوآکر بود.مادر خانه،صبح زود از خواب برخاسته بود و پسران و دختران پر جنب و جوش،دور و برش را گرفته بودند.همه از دستورات مادرشان پیروی می کردند و سرگرم آماده کردن صبحانه مفصل و شاهانه ای بودند.در همین حال،سیمین بزرگ،جلوی آیینه ای کوچک،در گوشه ای ریشش را می تراشید.
به زودی همه پشت میز صبحانه جمع شدند.برای اولین بار بود که جورج مثل سفید پوست ها با آنها سر یک میز نشسته بود.در واقع،اینجا یک خانه واقعی بود؛کلمه ای که جورج تا قبل از آن معنی اش را نمی فهمید به همین خاطر هم برای نخستین بار،ایمان به خدا و مشیت الهی قلبش را تسخیر کرد.
پسر آقای سیمین هالی دی،در حالی که روی کلوچه اش کره می مالید،گفت:پدر،اگر دوباره بفهمند چه می شود؟
آقای سیمین به آرامی گفت:باید جریمه بدهم.
- اگر بیندازندت زندان چی؟
آقای هالی دی لبخندی زد و گفت:تو و مادرت نمی توانید مزرعه را بگردانید؟
جورج با نگرانی گفت:آقای عزیز،امیدوارم به خاطر من به عذاب نیفتید.
آقای هالی دی گفت:نترس جورج.این کار را برای تو نمی کنم؛به خاطر خدا و انسانیت می کنم.امروز باید با آرامش خیال استراحت کنید.امشب ساعت ۱۰،فینیس فلچر (Finies Flecher) شما را به محل بعدی می برد.تعقیب کنندگانت با سماجت دنبالت هستند؛نباید وقت را تلف کنیم.
- پس چرا باید تا شب صبر کنیم؟
- روز،اینجا جایت امن است چون همه در این حوالی خودی اند و مراقبت هستند.سفر کردن در شب برایت مطمین تر است.

کلمات کلیدی:

کلبه عمو تام هریت بیچر استو لیونل مسی
4 نظر
8

Setayesh
لیونل مسی

لیونل مسی

-

لیونل مسی

یک اینفوگرافی کامل از عملکرد لیونل مسی از فصل ۲۰۰۹/۱۰ تا به این فصل
بهترین فصل لیونل:فصل ۲۰۱۱/۱۲

کلمات کلیدی:

لیونل مسی خدای فوتبال اعجوبه تکرار نشدنی
8 نظر
10

صفحه بعدی

adidas ماهکان termogostar وب پارسه - ایرانسرور castrol تبلیغات اینترنتی
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت خورشیدعصر ارتباطات می باشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر نام و لینک منبع غیر قانونی بوده و قابل پیگرد میباشد.
Copyright © 2013-17